تصاویر بسیار جالب و دیدنی(1)


کیک زرد هسته ای در مشهد
جشن بزرگ هسته ای با حضور دانشجویان دانشگاهای مشهد در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل در مشهد ، به مناسبت 20 فردین، روز ملی فناوری هسته ای، برگذار شد.
عکسهای اختصاصی وبلاگ مجتبی را از این گردهمایی ببینید:

Paradox of Our Times
Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر
we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم
We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر
We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم
We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم
We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان
We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم
We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم
We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را
we write more, but learn less; plan more, but accomplish less
بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم
We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر
We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی
More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion
بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است
Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید
Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید
Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it
از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید
Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days"
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم
Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید
Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد
If you're too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it "one of these days ". Just think…"One of these days ", you may not be here to send it !
اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!
سوم فروردین ماه، شبکه های تلویزیونی ایران و متعاقب آن، خبرگزاریهای سراسر جهان، خبر از دستگیری پانزده ملوان انگلیسی بدست نیروهای سپاه پاسداران ایران در آبهای خلیج فارس دادند....
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
این بی بی سی نابکار
مدتی پس از اعلام خبر آزادی نظامیان انگلیس، سایت خبری بی بی سی با جعل سخنان رئیس جمهور ایران، آزادی نظامیان انگلیسی را هدیه ای از ملت ایران به بریتانیا(Britain به جای Britain people) عنوان کرد، در حالی که رئیس جمهور این اقدام را هدیه ای به ملت انگلستان دانسته بود.
این رسانه انگلیسی، در ساسنوری آشکار در متن خبر خود دلیل آزادی نظامیان انگلیس به گفته رئیس جمهور را که روز میلاد پیامبر رحمت و نیز عید پاک مسیحیان عنوان شده بود را از متن خبر خود به کلی حذف کرد.
همچنین در متن این خبر هنگام اشاره به دستگیری این نظامیان در خلیج فارس از عبارت خلیج(Gulf) به جای خلیج فارس(Persian Gulf) استفاده کرده بود.
آیا اعتماد به چنین خبرگذاری های دروغ گویی با عقل سلیم مغایر نیست؟!

سفرنامه راهيان نور

به نام مهربان هستي...
او که خود راهنماي ماست، به سوي خود و هم اوست که در لحظه لحظه اين راه پر فراز و نشيب، حافظ و نگهدار ماست!
3:45 بعد از ظهر/ حسينيه سيد الشهدا- پرديس دانشگاه فردوسي مشهد
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي...
و انسان سفر آغاز نمود. از همان دم نخست آفرينش و آن سفر نهان، او مسافر است. مسافري که در جستجوي مقصدي است و سفر در راهي که کمال او را رقم مي زند. همچون کوره اي که سنگ بي ارزش را به طلاي ناب مبدل مي سازد.
مقصدي جز لقاء الله ندارد. و اين سفر به انجام نخواهد رسيد، مگر خداي خويش را يافته باشد.
اما هر کس خدايي در اين جهان مي يابد. خداي بعضي پول و ثروت است. خداي بعضي مقام و قدرت. بعضي ديگر شهرت. بعضي هم شهوت...
و هرکس را خداي خويش پاداش مي دهد!
اما آنان که خدايي جز خداي يگانه را پرستش نمي کنند و جز از الله ياري کس را طلب نمي کنند، فرشتگان الهي آنان را بشارت دهند که پس از مرگ و بانگ رحيل، ديگر نه ترسي هست و نه اندوهي و در بهشتهاي جاويد زير سايه درختان هميشه بهار، بر تختهايي تکيه خواهند زد و در جوار پروردگارشان جاويدان خواهند شد.
اما اين بندگان صالح خداوند در روي زمين و اين مومنان به راه حق، نه تنها در آرزوي بهشتهاي جاويدان نيستند، بلکه خود را نالايق مي دانند و عطاي اين نعمت را نه از لياقت خود، که از بحر عظيم رحمت الهي مي دانند.
و اما سفر...
از لحظه ايکه پاي در دنيا مي گذاريم، سفر آغاز مي شود. حرکت و تکاپوي نوزادي، غريزه و فطرتيست که اولين ياريگر ما در آغاز اين راه است. از آن پس رهنماياني آسماني و پيامبراني الهي ما را در اين سفر ياريگرند.
اما افسوس که عده اي پاي در اين مسير ناخواسته مي گذارند، بدون هيچ راهنمايي و هر لحظه و هر ثانيه، به بيراهه اي کشيده مي شوند و يا سرابي راه رسيدن به مقصود را برايشان دور دورتر مي سازد. هر روز آنها پر از رنج و اندوه است و خلائي که دليلي براي آن نمي يابند.
راه دشواريست، اما در پايان اين سفر پاداشي بس عظيم در انتظار است.
خوشا به حال آنان که اين سفر را با کوله بار مملو از خوبيها و نيکيها و در حالي به پايان مي رسانند که وجودشان چون گوهري درخشنده، جلا يافته است.
سفري روي مغرب به سفري روي به مشرق سفري به عرش اعلاء که ز نور اوليــايي
و اما اين سفر...
اين سفر نيز قسمتي از راه رسيدن به معبود است. و مگر نه اينست که هر عملي که براي نزديک شدن به خداوند انجام پذيرد، کمال آدمي و پاداش جاوداني را در پي دارد؟
پس سفر آغاز مي کنم به نام او و در راه او... يا حق!
ادامه دارد...
دقایقی پیش، دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، در مصاحبه مطبوعاتی خود خبر از آزادی ۱۵ نظامی انگلیسی داد. رئیس جمهور آزادی ملوانان انگلیسی را هدیه ای از طرف ملت ابران به ملت انگلیس دانست.

این مصاحبه مستقیما برای نظامیان انگلیسی پخش و ترجمه می شد. این نظامیان با شنیدن خبر آزادی خود فریاد شادی سر دادند.
نظامیان انگلیسی با شنیدن سخنان رئیس جمهور درباره اقتدار و مهربانی ملت ایران و عفو این 15 پانزده نفر به شدت احساساتی شدند. آنها از نهربانی ملت و رئیس جمهور ایران تشکر کردند.
هنگامي كه رئيس جمهور خطاب به توني بلراز اعزام يك مادر انگليسي به منطقه جنگي انتقاد كرد، چشمان «فاي ترني» نظامي زن انگليسي بازداشت شده پر از اشك شد.
متن نامه ملوان زن انگلیسی به پدر و مادرش
نامه في تورني نظامي زن انگليسي به نمايندگان مجلس عوام اين کشور