خورشت فسنجان Fesenjan

 Ingredients


* Chicken pieces, 1-1.5 kgs
* Ground walnuts, 500 grams
* 3-4 onions
* Pomegranate juice, 3-4 glasses (or 4-5 spoons of pomegranate paste)
* Sugar, 2-3 spoons
* 1/2 cup of cooking oil
Salt

 

Directions - 6 servings


Peel onions and slice thinly. Fry in oil until slightly golden. Wash chicken pieces and fry in onions until color changes. Add 3 glasses of hot water and bring to boil. Turn heat down and let boil slowly for about 30 minutes adding more hot water if needed.

Add salt, ground walnuts and pomegranate juice or paste (if using pomegranate paste, add 2 more glasses of hot water and bring to slow boil). If pomegranate juice or paste is sour, add some sugar to the khoresht.

Care should be taken to cook the khoresht long enough so that the oil in walnuts comes out and the mix becomes quite thick. Khoresht fesenjan should be served with white rice.


مواد لازم (برای 2 نفر):
پیاز سرخ کرده ........ 3 تا 4 قاشق سوپخوری
فلفل .................... 2/1 قاشق چایخوری
زرد چوبه ............... 2/1 قاشق چایخوری
روغن یا کره ........... 2 قاشق
گوشت ................. نیم کیلو یا یک اردک یا یک مرغ
آرد .......................  1 قاشق
مغز گردو چرخ کرده ..  نیم کیلو
آب جوش .............. 3/1 پیمانه
آب انار...................  3 تا 4 لیوان
نمک
آبلیمو (در صورت دلخواه)

طرز تهیه:

مرغ را با پیاز و 3 تا 4 لیوان آب و گردوی چرخ کرده کمی نمک و فلفل در ظرف مناسبی می ریزیم روی حرارت ملایم قرار می دهیم تا خورش اهسته بجوشد وآب انار یا رب انار را اضافه می کنیم و می گذاریم خورش کاﻤﻸ به روغن بیافتد در صورت ترش بودن خورش کمی شکر اضافه می کنیم . خورش باید بعد از آماده شدن کاﻤﻸ به روغن بیافتد و آب نداشته باشد . و در صورتیکه مرغ پخته شد و خورش جا نیافتاد مرغ را خارج می کنیم و موقع کشیدن داخل خورش قرار می دهیم . توضیح آنکه معموﻷ چاشنی فسنجان آب انار یا رب انار است ولی ممکن است بجای آنها کمی آبلیمو و شکر و زعفران ساییده مصرف کرد در خورش فسنجان آلو نیز میتوان ریخت . و خورش فسنجان را با مرغابی نیز می توان تهیه نمود. در صورتیکه رب انار مصرف کردیم یکی دو لیوان آب زیادتر می ریزیم زیرا فسنجان باید با آب بیشتر و مدت طولا نی تر بجوشد تا بروغن بیافتد. این خورش با برنج مصرف می شود.

اعتراض به اکران فیلم 300

 در جهان فرمان کـوروش اولین منــشور بود            سر به تعظیمش سراسر بابــل و اشور بود  سینه ی اسپارت را تا قلب یونان چـاک کرد            پشت بخت النصر را ساییده و بر خاک کرد ما از اسلاف همان خـونیم از آن ریـشـه ایم             پاســدار نام پاک پــــــارس تا همـــــیشه ایم وقنی که ایــران هست خلیج یعـنی فـــــارس                تـاریـخ می لـرزد از خـشم قـــوم پـــــــارس تا مـیـهن کـــــــاوه تابـوت ضـحــاک اسـت     ((اّ))     این سرزمـین از هر اهـریمـنی پاک است   وقـتـی هـــویــــــت را در نـــام می جــویـنـد                هر بـی نـشـان ناچار، صـد یـاوه می گویــد   چیزی که در صلح است از جنگ میخواهد                قدرت اصالت نیست، فرهنگ می خواهد   ما وارث کــــوروش فرزنــد جـمـشیـــدیــم                  پــیـــــروز بی بـرده، بــت نــپــرستیدیـم   ما ریشه ای دیرین در عشق و خون داریم                  مـا در شـب تاریــخ تا صـــبـح بیـــداریم 



سلام به تمامی ایرانیان دنیا!


دیگه شورش رو در آوردن. اگه من و شما ایرانی هستیم نباید بگذاریم دستان خبیث و پلید پشت پرده صهیونیزم و امپریالیزم آمریکا، با فرهنگ مقدس ما ایرانیها بازی کنند.


قضیه چیه؟!


the 300 movie



من به عنوان کوچیکترین ایرانی از تمام شما در هر جای دنیا میخوام که به شدیدترین لحن ممکن اعتراض خودتون رو به این کمپانی ، کارگردان و نویسنده این فیلم اعلام کنید!


از تمامی ایرانیان ، رسانه های خبری ، سایتها و وبلاگها میخواهیم که این خبر را پوشش دهند و اجازه بازی با فرهنگ ما ایرانیان را به این حیوانات کثیف ندهند !


مرگ بر استکبار جهانی، آمریکا! لعنت بر امپریالیزم!

مرگ بر صهیونیزم جهانخوار(صاحبان اصلی هالیوود)!


پاینده باد ایران اسلامی


در این رابطه اعتراض نامه ای تنظیم شده که میتوانید با مراجعه به

لینک زیر اعتراض مذکور رو امضاء کنید(البته تا زمانی که بنده چند سال پیش به این سایت مراجعه کردم و تا زمان ویرایش این پست 75232 نفر این اعتراض نامه را امضا نموده بودند،اما اکنون با کمال تعجب مشاهده کردم تعداد امضا ها به 50700 کاهش یافته است!!!)




**به نظر شما پشت پرده این ماجرا چه می گذرد؟!**
 
ادامه نوشته

تست خودشناسی

یک تست روانشناسی بسیار جالب و کوتاه، که زیاد هم وقت شما را نمی گیرد.(به یکبار امتحان کردن حتما می ارزه)

 

 -------------------------------------

 

->این تست خودشناسی بسیار جالب، شامل سه سوال است.

->با خود صادق باشید و به سوالها پاسخ دهید.

->اولین پاسخی که به سوالها می دهید، معمولا بهترین جواب است. به هر سوال تنها یکبار پاسخ دهید.

->تکه ای کاغذ بردارید و پاسخها را در تکه ای کاغذ برای خود یادداشت کنید.(برای جلوگیری از فراموشی) و پس از پاسخ به همه سوالها روی ادامه مطلب کلیلک کنید.

 

 تست خودشناسی

 

1-     حیوانهای زیر را به ترتیب دلخواه مرتب کنید:

 

گاو – گوسفند – اسب – پلنگ – خوک

 

2-     اولین چیزی که در مورد کلمات زیر به ذهنتان می رسد چیست؟

 

سگ – گربه – موش - قهوه – دریا

 

3-     به هر یک از رنگهای زیر، یک شحص را که می شناسید و برایتان مهم است نسبت دهید. پاسخهایتان تکراری نباشد(هر رنگ برای یک نفر)

 

زرد   نارنجی    قرمز    سفید   آبی    سبز

 

 

اگر به همه سوالها پاسخ داده اید، از جوابهای خود مطمئن شوید و سپس روی  ادامه مطلب  کلیک کنید

ادامه نوشته

بارون

دعای باران

امسال مشهد خیلی بارندگی خوب بود... خدا رو شکر!

(نمی تونم با قطع بگم که تاثیر دعای بارونی بود که مردم امسال کلی خوندن.آخه همه جای شهر پر از پرده هایی که شهرداری درست کرده و نوشته از دعای باران غافل نشوید. با مشارکت سازمان آب هم کاتالوگهایی به در خونه ها اومد که توش توصیف به خواندن دعای بارون و خود دعای بارون بود.  اگه به من باشه که میگم اثر دعای بارون بوده، چون برفی که اومد تو ده سال گذشته بی سابقه بوده و بارندگیم که همچنان ادامه داره...)

+           +           +

زرنگی

میگن اگه یه کار خوب بکنی و به هیچکس هم نگی که اون کار خوب رو کردی، یعنی صد در صد واسه خدا کردی و خیلی ثوابش بیشتره.
اما من میخوام این کار خوبی که کردم و اگه خدا توفیق بده، تا آخر عمر هم می کنم، بگم!

 

اما قبل از اون، می خوام از امروز بگم!

 

بارون شدید و سیل آسا مردم رو غافلگیر کرده بود و خیل مردمان در راه مانده، در انتظار تاکسی، علفهای زیر پایشان را برای عید جمع آوری می کردند(وای خدای من! چه چرندی گفتم!)

خلاصه ما هم تو بارونا منتظر تاکسی بودیم. این تاکسیها هم که نمی دونم خلقت خدا چه حکمتی هر وقت خیلی بهشون احتیاجه غیبشون میزنه!!
به محض اینکه یه ماشین ترمز میزد، ملت حمله ور می شدند و هر کس تلاش می کرد زودتر از بقیه سوار بشه. طرف از راه میرسید می خواست سوار شه، حالا دیگه مهم نبود که بیست نفر زودتر از اون اومدن و منتظرن، یا اینکه پیرزن بیچاره تحملش کمه!
(نمی خوام از مردمون بد بگم. مردم ما خیلی خوبن. بخاطر همین خوبیشون هم دلم میسوزه. آخه از مردم خوب و مهربون ما بعیده...!)

یارو! فکر می کنی خیلی زرنگی پیرمرد عصا بدست رو هل می دی، زن بچه دار رو میزنی عقب، بچه هه رو مینداری که خودت اول سوار شی؟! نه داداش! به خدا انصاف نیست! به خدا زرنگی نیست!
مردی و مردونگی و انسانیت به کنار، خودت فردا پیر میشی، مادرت پیر میشه، خواهرت فردا میاد خیابون منتظر تاکسی، بچه ت تو بارونا گیر میوفنه...

 

 بارندگی در مشهد  Rainfall in Mashhad

 

جمعه رفتم نماز جمعه. کلا نماز جمعه رو دوست دارم. چون عظمت داره، شکوه داره. اتحاد بین مومنین رو نشون میرسونه و باعث میشه و خیلی چون های دیگه. کلی گفتنی داشت همین نماز جمعه، جاش نیست، فقط همینقدر بگم با اینکه برف و بارون بود، مردم به اندازه قبل اومده بودند و حتی وضع طوری بود که من وقتی میرفتم سجده ، چون فرشها خیس بود، زانوهام خیس خیس شده بود.

خلاصه توی راه با خودم گفتم من که دارم با ماشین خالی میرم، بذار چند نفر هم سر راه سوارشون کنم، به چند دلیل:

اولا بخاطر رضای خدا!
دوما
اینکه خودم کلی حال می کنم وقتی یه کار خوب می کنم.
سوما
چند نفر رو خوشحال می کنم با این کارم. طرف کلی کیف می کنه وقتی میبینه یه نفر بدون هیچ چشمداشت مادی سوارش کرده و رسوندتش. کلی...
چهارما
با اینکارم دیگران هم از من یاد میگیرن و اگه فردا پس فردا خودم یا عزیزانم یه جایی به کمک احتیاج داشتن، میتونم امیدوار باشم که یکی هست که کمکشون کنه!

 

گرچه که توی راه برای چند تا خانوم که بوق زدم و نگه داشم سوار نشدن و کلی هم ادا اطوار در آوردن..(بابا آخه رنو قراضه که دیگه این بازیا رو نداره...) . اولش ناراحت شدم. ولی بعد بهشون حق دادم، آخه نمیشه که به هر کسی اعتماد کرد. بعدشم عصبانی شدم از اونایی که اعتماد مردم رو صلب کردن و کلی فحش تو دلم بهشون دادم!

 

ولی خداییش خیلی کیف کردم. میگن لذت اینکه غذاتو با دیگران تقسیم کنی، خیلی بیشتر از اینه که همشو تنهایی بخوری (حدیثه البته!)

 

نتیجه اخلاقی اینکه دیگران رو دوست داشته باشیم، به فکر هم باشیم، به هم کمک کنیم. اگه با ماشین خالی داشتیم میرفتیم، چند نفر رو سر راه برسونسم و خودمون حالشو ببریم. و یادمون نره که لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست(پیام مشترک با سریال زیر تیغ..!)

 

در پناه حق باشید(نظر هم یادتون نره)

مشکل از منه؟!

یه اس ام اس اومده بود به این مضمون:

 

"اگه یه بسته مدادرنگی داشتی، و من نقاشی بودم، منو چه رنگی میکردی؟"

 

خلاصه منم واسه دیگران فرستادم و منظر جوابا که هر کس چه جوابی میده.!

یکی جواب داد مشکی، یکی جواب داد قهوه ای، اون یکی گفت سرمه ای...

حالم حسابی گرفته شد!

مونده بودم تو وجود خودم شک کنم، یا به نگاه دیگران؟!

(بی ظرفیت! خب شوخی کردن باهات حالا!!! خودت که بدتری که...)

 

چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید...!


رئيس سابق و از بنيانگذاران سازمان جاسوسي اسرائيل، موساد، از اين سازمان خواست که رئيس جمهور ايران را ترور کنند.

به گزارش الف، روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارنوت گزارش داد، مير اميت رئيس سابق و از بنيانگذاران سازمان جاسوسي اسرائيل با بيان اين مطلب که وقت ترور احمدي نژاد فرا رسيده است، اظهار داشت، باوجوديکه من در دوران رياست خود بر موساد با ترور رهبران جهان به دفعات مخالفت کرده ام، اما جريان احمدي نژاد با ساير موارد فرق مي کند و يک وضعيت خاص محسوب مي شود.

رئيس سابق موساد گفت "احمدي نژاد جهان اسلام را به سمت بنيادگرايي سوق مي دهد. در چنين وضعيتي او مي بايستي از عرصه سياسي ناپديد شود. او مي گويد که شهادت را دوست دارد، پس او را به بهشت بفرستيد".

اميت همچنين در اين مصاحبه، اسرائيل را از حمله نظامي به ايران پرهيز داده و در مورد عواقب آن هشدار داد. وي در عوض خواستار تقويت سيستم هاي موشکي دفاعي اسرائيل در مقابل سيستم موشکي شهاب ايران شد.

اين مقام رژيم صهيونيستي همچنين توصيه کرد که اسرائيل و آمريکا با همکاري هم دولت احمدي نژاد را تضعيف کرده و زمينه شورش عمومي در ايران را فراهم کنند.

اين مقام بلندپايه موساد وضعيت کنوني جهان را "قرار گرفته در آستانه جنگ جهاني سوم" دانست و گسترش انديشه هاي اسلامي در جهان را به عنوان نماد بارز آن ارزيابي کرد.

ترور احمدی نژاد

مگان

نمی خوام تبلیغ یه جنس خارجی رو بکنم که عوایدش نصیب یه شرکت خارجمگان .. عشق من!ی میشه، و باعث خروج ارز از مملکته، اما خدایی هیچوقت از ماشینی به این اندازه خوشم نیومده بود!

مگان... همه نگاه ها را متوجه خود می کند!

والا طراحیش که محشره!(حیف که پول ندارم یه رنو قراضه بخرم، وگرنه بی تردید و بی لحظه ای درنگ مگان رو خریده بودم)

اما از لحاظ فنی هم ما که هنوز کارشناس نیستیم، ولی میگن خوبه:

خودروی مگان در زمینه های سهولت کنترل خودرو لذت رانندگی و ایمنی فعال و غیر فعال توانسته است نشان پنج ستاره را در ایمنی یورو (NCAP)به دست آورد .
موتور این خودرو یکی از کار آمدترین موتور ها در نوع خود بوده .موتور 2لیتری آن از آخرین فن آوری دیزل برخورداربوده .
قدرت آن150 اسب بخار در 4 هزار دور در دقیقه با گشتاور 340 نیوتن متر در 2 هزار دور تولید میکند.
شتاب صفر تا صد این خودرو 7.8 ثانیه است که در کلاس خود بهترین است.

لازم به ذکر است مگان خودروی جدید پارس خودرو قرار است از امسال با همکاری شرکت رنو فرانسه در شرکت پارس خودرو عرضه و به بازار عرضه شود.

                                                                                

بهترین خودروی اروپا در سال ۲۰۰۵ شده! سلیقه ما که بد نمیشه!

مگان

راستی قیمتش یه چیزی بین ۱۹ تا ۲۸ میلیونه(۱۶۰۰ ۱۹ تومان و ۲۰۰۰ بیست و هشت میلیون تومان)

ادامه نوشته

داستان کوتاه

آرام و بی صدا رفتم تو اتاقش. یواشکی دفتر نقاشی اش را که روی میز افتاده بود برداشتم و آن را باز کردم. برایم یک قلب تو خالی اما زیبا کشیده بود.
غرق در تماشای قلب بودم که یکدفعه دستش خورد روی شانه ام:«دفتر را وارونه گرفتی! این فقط یه پنج بزرگه».

قلب وارونه ... یا پنج وارونه ؟!

 

نسل سوم کیهان

Tahchin ته چین مرغ (برای 3 تا 4 نفر)

Ingredients

ته چین مرغ Tahchin
* chicken, 1 kg
* basmati or long grain rice, 500 grams
* yogurt (Greek if possible), 300 grams
* saffron, 1/2 teaspoon
* large onions, two
* 3 eggs (yolks only)
* cooking oil
* salt
* black pepper

Directions - Servings: 4 Dishes


Start by washing rice and soaking it in warm water (with added salt) for 2 hours. Then filter out the water.

Chop onions into thin slices and fry in oil until slightly golden. Wash and cut chicken, remove skin, and fry in onions until color changes. Add some water and bring to boil. Turn heat down and let boil slowly until cooked, adding more water if needed. Remove the bones.

While chicken is cooking, beat the yogurt until it is smooth. Dissolve saffron in half a cup of hot water. Add saffron, salt, pepper and egg-yolks to the yogurt and mix very well.

Pour a few glasses of water in a large pot and bring to boil. Pour in rice and cook while stirring occasionally until rice grows longer and slightly softens (Take care not to overcook the rice. It should still be too hard for eating). Again filter out the water.

Pour several spoons of oil and several spoons of the yogurt mix into a non-stick pot. Add a thin layer of rice and flatten using the back of a spoon. Add a layer of chicken on top followed by another layer of rice. Again flatten the rice. Spread several more spoons of the yogurt mix on the rice. Continue in this fashion until chicken, rice and the yogurt mix have been used up. Add some more oil on top. Put the lid on and cook for about 5 minutes over medium heat.

Place the pot in an oven (preheated to 250 F) and cook for 1.5 to 2 hours. Note that the longer Tah-Chin is cooked, the thicker the Tah-Dig (delicious crispy layer of rice at the bottom) will be. When cooked, remove the lid and let cool for a few minutes.

Place an inverted large dish over the pot and turn it over. Tap the pot in order to loosen the contents inside. The contents should fall on the dish in one piece with the Tah-Dig on the outside.


مواد لازم:

برنج............................. 1 کيلو
روغن آب کرده................ 150 گرم
ماست چکيده................ 1 کيلو
زعفران ساييده.............. دو قاشق مرباخوري
مرغ پاک کرده................ يک عدد
زرده تخم مرغ...............  2 تا 5 عدد
زرشک........................  100 گرم
شکر..........................  2 قاشق سوپخوري
نمک و فلفل................  به مقدار لازم

طرز تهیه:

برنج را شسته و با نمک خيس مي کنيم. مرغ را با يک عدد پياز ، نمک و 3 فنجان آب مي پزيم ، طوريکه بعد از پختن يک فنجان آب مرغ داشته باشد. سپس استخوان هاي مرغ را جدا مي کنيم. زعفران را در کمي آب جوش حل مي کنيم. ماست را بهم مي زنيم. نصف زعفران حل شده در آب جوش را با کمي نمک ، فلفل و سه عدد زرده تخم مرغ داخل ماست مي ريزيم و بهم مي زنيم . سپس گوشت مرغ را در ماست مي خوابانيم . برنج را پخته و قبل از نرم شدن مغز برنج ، آن را آبکش مي کنيم. در ته يک قابلمه تفلون دو تا سه عدد زرده تخم مرغ ، نصفي از روغن لازم و يکي دو ملاقه از ماستي را که گوشت را در آن خوابانده بوديم ، مي ريزيم و دو تا سه کفگير برنج در اين مايه مي ريزيم و به آرامي آن را هم مي زنيم. مايه را در ته ظرف با پشت قاشق صاف مي کنيم . مقداري گوشت مرغ روي برنج مي چينيم و مقداري برنج روي آن ميريزيم و بقيه گوشت را روي برنج چيده و با بقيه برنج روي گوشت را مي پوشانيم . با قاشق، برنج را کمي فشار ميدهيم که بهم بچسبد. آب مرغ را با بقيه زعفران و روغن آب کرده و ماست مخلوط مي کنيم . اين مايه را روي سطح برنج مي دهيم. در ظرف را مي بنديم و ظرف را روي شعله اجاق قرار مي دهيم. مدت يک ساعت و نيم تا دو ساعت صبر مي کنيم تا ته چين دم بکشد . در ضمن هر چه قدر حرارت ملايم و مدت طبخ طولاني تر باشد، ته ديگ پلو کلفت تر مي شود .
زرشک را شسته و با يک قاشق روغن، کمي آن را تفت مي دهيم . سپس شکر و يک چهارم فنجان آب به آن اضافه مي کنيم تا زرشک حالت مربايي به خود بگيرد.
پس از دم کشيدن ته چين ، قابلمه را در يک ديس گرد بر مي گردانيم و روي آن را با زرشک تزيين مي کنيم . در صورت تمايل مي توانيم نصف زرشک را لابلاي گوشت و برنج قرار دهيم .

مهمون

 همیشه عاشق مهمون بودم.

وقتی از مدرسه میومدم خونه و میدونستم یکی توی خونمون هست، سر از پا نمیشناختم. با ذوق و شوق تمام میومدم خونه.

گاهی هم وقتی با خستگی از راه مدرسه میومدم، دم در خونه که میدیدم یه کفش غریبه است، یه دفعه همه ناراحتها و خستگیها رو فراموش می کردم و با صورت خندون در رو باز می کردم تا ببینم این مهمون سر زنده کیه.

زیاد مهم نبود که این مهمون کی بود. پدر بزرگ، مادربزرگ، دایی، خاله، عمو، عمه ...یا دایی مامانم که چند سالی یه بار میومد شهر ما و چند روزی پیشمون میموند... یا عمه ناتنیم که شاید یکی دوبار بیشتر ندیده بودمش و برای اولین بار اومده بودن خونه ما- و من چقدر خوشحال بودم که به عمه دیگه پیدا کردم!-.. یا پیرزن فقیری که ماهی یه بار بهش سر می زدیم و کمکش می کردیم، یا حتی پیرمرد بیچاره ای که ظهر بابا سر راه سوارش کرده بود تا نهار پیش ما باشه. یا کفّاش مستمند نزدیک اداره بابا...

اصلا مهم نبود که غذامون رو نصف کنیم. اصلا مهم نبود که مهمون توی اتاق من بخوانه! اهمیتی نداشت اگه روی تخت من بخوابه. تنها چیزی که اهمیت داشت، این بود که "ما یه مهمون داشتیم!"

اما همیشه تلخترین لحظات، زمانی بود که مهمون می خواست از پیشمون بره. انگار که تمام غم و غصه های عالم تو دلم جمع می شد. و تمام تلاش خودم رو به کار می بستم که مهمون عزیز، هر چه بیشتر پیشمون بمونه! اما می دونستم که این وقت رفتن، این لحظه جدایی لعنتی بالاخره میاد، و من هیچوقت نتونستم باهاش کنار بیام!

مهمون مهمان

*    *    *

حالا دیگه بزرگ شدم، اما هنوزم دلم واسه مهمون پر میزنه!

 

گرچه که حالا دیگه اهمیت داره که مهمون کیه؟!

 

پسر دایی پولدار از خود راضی که همش خودشو می گیره و به این و اونش مینازه؟! نه نه نه! حرفشو نزن!

پسر عمه نامرد دو دوزه باز که هر دفعه یه کلاهی سر ما میذاره! نه! اصلا! یادته همین چند روز پیش چه نامری در حقت کرد؟!!

عمه؟ عمه جدیدا خیلی بد اخلاق شده! همش ایراد میگیره و غر میزنه! نه بابا...!

خاله؟ نه..! آخه بی حوصله شده! اصلا به حرفام گوش نمیده!

احمد؟ نه... همین چند روز پیش خیلی بد باهام حرف زد. نه...، ازش خوشم نمیاد!

مهسا؟ ابدا! کتابم رو گرفته دو ماهه بهش میگم لازمش دارم هنوز ژس نداده! عوضی...! اصلا ازش خوشم نمیاد!

 

هی..............

چقدر ما آدما وقتی بزرگ و بزرگتر میشیم، پست تر میشیم و تازه فکر می کنیم داریم ترقی می کنیم.

پر از کینه، پر از زشتی!

همه چیز فدای ما! هیچ کس اهمیتی نداره! فقط طرز رفتارش با منه که مهمه... اصلا فقط من مهمم!

من... من... من...

شهرام جزایری فرار کرد!

شهرام جزايري از زندان به خارج از كشور فرار كرد.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس شهرام جزايري عرب،كه چندي پيش مجدداً محاكمه شده و قرار بود راي وي تا چند روز آينده صادر و اعلام شود، براي فرار از مجازات سنگين خود از زندان گريخت.

 
گفته مي شود وي پس از فرار از زندان از كشور خارج شده است.


شهرام جزايري به جرم اخلال در نظام اقتصادي كشور 5 سال پيش به 30 سال زندان محكوم شده بود.

معاون دادستان تهران در امور زندانيان اعلام كرد:براي جلب شهرام جزايري كه ديروز فرار كرده بود، دستور ويژه صادر شده است اما وي از مرزهاي رسمي كشور خارج نشده است.

شهرام جزایری فرار کرد

شاهرودی باید استعفا کند

واقعا مایه خجالت و آبروریزی برای آقای شاهرودی و دستگاه زیر دست ایشان!

اینها در پیشگاه خدا جه جوابی دارند بدهند؟! اما قبل از اینکه در دادگاه عدل الهی محاکمه شوند، باید در برابر ملت پاسخگو باشند!

چطور آنجا که احمدی نژاد صحبت از عدالت می کند، آقایان می گویند امنیت سرمایه گذاری به خطر می افتد، آنجا که احمدی نژاد پیشروی اجرای اصل ۴۴ است، آقایان شورا تشکیل می دهند و همایش برگزار می کنند و دولت را نصیحت می کنند و از عملکرد دولت انتقاد می کندد....

حالا چرا این بزرگترین و سرشناسترین مفسد اقتصادی، از چنگال عدالت قوه قضاییه می گریزد؟!! قوه قضاییه، آقای شاهرودی پاسخگو باشد!

حالا می آیند آن مامور جزء را محاکمه می کنند. لعنت به خائنین!

از انتقاد تا تخریب ... از بهسازی تا نابودگری

مکالمه رايج

-گفته بودن اول برج بعد از يه سال پل اين خيابون ساخته ميشه اما الآن بيست روز گذشته اما هنوز افتتاح نشده...نگاه کن چه ترافيکيه...

-خب شايد چون اين چند روز برف سنگين اومده کارشون عقب افتاده؟

-نه بابا اينا همه کارشون همينجوريه! هيچ کارشون درست نيست!"

"البته شما درست ميگي، بايد پروژه هاشون رو به موقع انجام بدن که اينجوري براي مردم مشکل پيش نياد و در ضمن سرمايه هامون هم هدر نره، ولي...

-هي ميگن ما به فکر مردميم، الان شما قيمت مرغو ببين، اين چه وضعيه آخه؟!

-والا پارسال هم اول ماه رمضون به همين قيمتها رسيده بود اما نبايد اينجوري بشه! البته ميگن در کل تورم امسال پايين اومده...

-نه آقا..بيخود مي گن! همه چيز بازم امسال گرون شده..

-البته اينجور که شما مي فرماييد هم نيست. اولا نرخ تورم اومده پايين، به اين معني نيست که ديگه هيچي گرون نميشه، بلکه به اين معنيه که درصد افزايش قيمتها پايين مياد! تازه خيلي چيزها هم هست که برخلاف هميشه گرون نشده! مثلا همين بنزين! تازه...

-شما هم دلت خوشه ها؟!  ...  بيا! اينم از آسفالت کردنشون! هرجا ميري پر از چاله چوله ست..

-درسته! اما داره بهتر ميشه! اگه دقت کنيد از يه مدت پيش خيلي جاهاي شهر رو آسفالت کردن، کلي تابلو زدند...

-فکر کردي! چند وقت ديگه دوباره ميان ميکنن..يا براي آب، يا فاضلاب، يا تلفن...پيمانکاره ديگه! ميخوان بچاپن مردمو! با شهرداري دستشون تو يه کاسه ست. هي ميگن مبارزه با مفاسد اقتصادي! کيه که واقعا دنبال عدالت و حق مردم باشه و به فکر مردم باشه؟!

-عرض کردم، اوضاع اينجور که شما ميفرماييد هم نيست! خيليا هستن که واقعا دنبال خدمت به مردمن! مبارزه با مفاسد هم ساده نيست و به عزم ملي نياز داره! راي مردم به دولت جديد هم نشون داد که اين عزم ايجاد شده و انشاا... به تدريج با ياري مردم دستشون از بيت المال کوتاه خواهد شد... کشور هم در حال سازندگيه! هميشه بوده، گاهي تندتر و گاهي هم کندتر! ولي الان به سرعت داره پيش ميره...عده اي اومدن سرکار که هم واقعا خدمتگذارن و هم پاک و مردمي...

-اي آقا!!؟ شما چه ساده اي؟! اينا همه سر و ته يه کرباسن! ياد کرباسچي افتادم! اونم دنبال خدمت بود. اما خدمت به جيب خودش و دوستان! در کنارش هم يه کارهايي براي مردم هم ميکرد. والا اونا بهترن! حداقل اينقدر خوردن شکمشون پره! باز تا اينا بين بخورن چاق شن...تازه اينا هم همه فيلمشونه! کجا دنبال خدمتن؟! بذار دوره شون تموم شه، اگه قصرنشين نشدن!!

-اي بابا! ما هم که هرچي ميگيم شما يه عيبي از توش درمياري! قحطي آدم که نيست! آدم خوب هم هست، خدمتگذار هم هست.. خب بد هم هست، فاسد هم هست. همه رو که نميشه با يه چوب زد.

-بذار الان بي بي سي رو بگيرم، اخبار اونا رو گوش کن، واقعيات برات آشکار شه داداش!

- حرفي مي زنيد شما؟! يعني بي بي سي، رسانه انگليسي، کشوري که همش ما رو استعمار کرده و هنوز هم ميکنه، اون واقعيت رو ميگه و رسانه کشور خودت که همه هم هموطن خودتن، دروغ ميگن؟!! بله! گاهي رسانه ها به وظيفه خودشون اونجور که بايد عمل نمي کنن اما والا از اين خارجي ها بهترن!"

- شمام بلانسبت ها، مثل اين ... نکنه اطلاعاتي هستي؟ ها؟ يا حکومتي اي آره؟

-آقا ول کن اين حرفها رو! حکومتي کيه؟ يعني هر کي يه خورده مثبت نگر بود و از دولت و کشورش و ملتش و نظامش تعريف کرد، از نظر شما اطلاعاتي و حکومتيه...؟  ...  همين بغل ها پياده ميشم، ممنون! ... عيب نداره، توي ايستگاه اتوبوس نگه نداريد، يه خورده راهم دورتر ميشه...

-دو دقيقه ميخوام نگه دارم...اين ايستگاه هم که هميش خاليه!

-چقدر تقديم کنم، قربان؟

-قابل نداره...320 تومان!

-چقدر؟! ما هميشه 250 تومان ميديم؟! شما اصلا چرا تاکسيمتر نزدي؟

-ما هم هميشه 320 ميگيريم! تاکسيمترمون هم ذهنيه داداش! زود باش سر ظهره، هوا گرمه! -صداي بوق ممتد اتوبوس-  چه خبرته؟! مردکه ....... !!!

-واقعا که....!

-برو بابا! گدا! سر هفتاد تومان چونه ميزنه!

ادامه نوشته