از انتقاد تا تخریب ... از بهسازی تا نابودگری
اين مکالمه براي بيشتر ما زياد عجيب و دور نيست. شايد هر روز خيلي از ما شاهد چنين مکالمه هايي هستيم. مکالمه هايي که در اون برخي از افراد مدام از وضع موجود اظهار نارضايتي مي کنند. آدمهايي که انگار هيچگاه راضي نيستند. آدمهايي که مدام انتقاد مي کنند. براستي انتقاد تا چه اندازه مفيد است؟
تا کي بايد ناليد؟ تا کي بايد بذر نااميدي و رخوت را در دلها کاشت؟ تا کي بايد چشم ها را بر زيباييها و خوبيها، بر پيشرفتها و موفقيتها بست و تنها زشتيها و عيبها را ديد؟
آنچه که واقعيت عده اي مردم را تشکيل مي دهد، انتقاد و تخريب و اظهار نارضايتي از هر چيزيست که با "آن برخورد مي کنند و چشم بستن بر پيشرفتها و موفقيتها! اما اين رويه منفي نه تنها باعث پيشرفت و موفقيت ما نشده، بلکه روز به روز، مردم را نسبت به آباداني ميهن خويش نااميدتر و روان مردم را آشفته تر ساخته تا آنجا که عده اي براستي باورشان شده است که عقب ماندگي و ظلم و فساد و تبعيض از بين رفتني نيست! تا آنجا که عده اي پيشرفت و ترقي را امري ناممکن مي يابند. خدمتگذاران ناديده گرفته شده و پيشرفتها کوچک انگار مي شوند. کاستيها بزرگنمايي مي شود.
اما ديگر کافيست.
تا کجا بايد اين روند ادامه پيدا کن؟ کجا بايد بالاخره دريابيم که آنچه موجب پيشرفت و ترقيست، انتقاد است نه تخريب!؟
سالانه هزاران هزار طرح کوچک و بزرگ در کشور اجرا مي شود و روز به روز در عرصه هاي مختلف سازندگي صورت ميگيرد. کمبودها و کاستيها همچنان وجود دارند اما آمار و ارقام ها نشان از رشد و توسعه دارند.
آنچه که موجب بدبيني عده اي از مردم شده، عدم آگاهي کافي از وضع موجود کشور و پيشرفتهاست و نيز تحت تأثير تخريبهاي مخالفان نظام قرار گرفتن. اما براستي اگر اندکي تأمل کنيم در خواهيم يافت که راه انتقاد اين نيست و اينگونه رفتار کردن، جز عقب ماندگي بيشتر و آشفتگي ذهني، چيزي به همراه نخواهد داشت. و اگر ما واقعا به فکر حل مشکلات و نواقص هستيم، زمينه هاي بسياري وجود دارد. مثلا همين آقاي راننده منتقد! چرا بايد بتواند هزيته اضافي از مردم بگيرد؟ يا کاسب محل؟ يا چرا نانوا بايد نان بي کيفيت تحويل مردم دهد؟ يا چرا کارمند اداره شهرداري، به اميد دريافت رشوه، ما را سر بدواند؟ يا چرا از توزيع بنهاي کتاب در نمايشگاه بين المللي- که يارانه آن را دولت پرداخته- به مردم خودداري شود؟ يا خيلي چراهاي ديگر؟ مي توان بجاي تخريب، در اينگونه موارد با پيگريهاي خود و اطلاع رساني به مجامع و سازمانها ذي ربط، نقش خود را در رفع نواقص بازي کنيم. و اين همان مصداق امر به معروف و نهي از منکر است در گستره اي وسيع تر!
نقش مطبوعات چيست؟
مطبوعات در اين ميان وظيفه مهمي را بر دوش مي کشند. ايجاد موجي از خوشبيني و اميد در مردم و نيز اطلاع رساني صحيح و صادقانه ي موفقيت ها و پيشرفتها و نيز بيان مشکلات و نارسائيها، به دور از بزرگنمايي و نيز به دور بازيهاي جناحي و سياسي و با هدف رفع نارسائيها، وظيفه خطيري است که جز از فعالان عرصه مطبوعات بر نمي آيد.
در نظر گرفتن منافع کلان کشور و ملت، آن چيزيست که هر قلم به دستي هرگز نبايد آنرا فداي عقايد شخصي، يا باند بازيهاي جناحي کند.
به اميد پيشرفت روزافزون کشورما ايران و به اميد آنکه هر ايراني، عنصري فعال و پويا در عرصه سازندگي باشد.