نقدی بر "میم مثل مادر" ساخته مرحوم ملاقلی پور
و گذری بر وضعیت زن در جامعه امروز

میم مثل مادر... مادر...مادر....مادر... مادر....!

نمی تونم بگم دقیقا از دیدن این فیلم چه احساسی داشتم!

فیلمش برای در آوردن اشکم، یه چیزی کم داشت... حتما کم داشت، چون نتونست اینکار رو بکنه!

اما خوش ساخت بود... مبتذل نبود و یه هدف متعالی رو دنبال می کرد...حالا مهم نیست چقدر به این هدف رسیده بود!

اما من، در این فیلم، چیزی که دیدم، وجود یک زن بود... زنی که با گذشت، فداکاری، ایثار، شجاعت، و همه مهر مادری خودش، قهرمانگری های مرد رو پست و بی ارزش می کنه... زنی که معنای واقعی یک قهرمان رو از مرد نالایقش می گیره... زنی که قهرمان واقعی زندگی، بی شک اونه!

اینکه مردها سعی کنن پیروزیها و موفقیتهای خودشون رو در عرصه خارج از حیطه خانواده و احساسات بزرگ جلوه بدن، امری طبیعیه! اما اینکه چرا بعضی از زنها، ساده لوحانه، فریب این بزرگنماییهای مردانه رو بخورن، و قلمرو خودشون رو رها کنن و به عرصه قدرت مردها بیان، جای بسی تاسف داره! مسلمه که همونطور که مردها نمی تونن به حوزه زنانه وارد بشن، زنها هم نخواهند توانست در حوزه مردانه، در برابر مردها پیروز بشن! و نتیجه اینکه روز به روز علاوه بر اینکه از اصالت و ماهیت خودشون دور میافتن، افسرده تر و شکست خورده تر میشن! به این نوع زنان میگن فمینیست! و من چه قدر متنفرم از فمینیسم!

مردها، قهرمان زندگی زنها هستند. اما این ظاهر قضیه ست! زنها هم اسطوره عشق و احساس و شفقت هستند! اگر مردها قهرمان جهان خارجند و وظیفه حفاظت از خانواده رو در برابر نیروهای خارجی و تامین ضروریات زندگی مادی زن و خانواده رو، با اتکا به قدرت، شجاعت، اراده، تدبیر و مدیریت ذاتیشون به عهده دارند، در عوض، زنها قهرمان قلمرو پهناور احساسات هستند. از منظری، اونها وظیفه ای سنگین تر و خطیر تر از مردها به عهده دارند. اونها باید با اتکا به عاطفه، احساس، فداکاری، گذشت، عشق و مهر مادری خودشون، مرد رو- که خودش حامی خانواده ست- حمیت کنند، حمایتی معنوی، و مهمتر از اون، وظیفه تربیت نسلی از مردان و زنان آینده رو به عهده دارند. نو مردان و نو زنانی که باید جامعه ای پویا و بالنده بسازند.

قدرت مرد، بدون احساس زن، کاملا بی معناست!

یک مرد همیشه دوست داره که قهرمان زندگی زن باشه! یک زن هم همیشه دوست داره که حمایت یک مرد رو داشته باشه، تا بدون ترس از خطرهای خارجی، و دلمشغولی تامین نیازهای مادی، در عرصه خودش، با آسایش کامل، فرمانروایی کنه!

اما ظاهرا قانون ناگفته ای میگه که مرد هیچوقت نباید به جفت خودش بگه که تو هم قهرمان زندگی من هستی! درست یا غلطش رو اصلا نمی دونم!

اما به هرحال چیزی که مسلمه اینه که یک مرد، همیشه باید سپاسگذار زحمات زن باشه.

یک مرد، هیچوقت نباید توانایی ها و استعداد های زن، و قلمرو فرمانرواییش رو کم ارزش و بی اهمیت فرض کنه.

و یک زن هم باید سعی کنه، در عرصه مردانه وارد نشه و به مرد اجازه بده که در حیطه حکومتش، خودش تصمیم گیرنده اصلی باشه.

گرچه که همیشه در هر دو عرصه، مرد و زن، هر دو باید با هم تصمیم بگیرند و یاریگر هم باشند.

راه درست اینه!

اگر فکر می کنید که اینها سنت گراییه و باید مدرن شد، می تونید آثار این مدرن شدن رو در اطراف خودتون ببینید. اگه نتونستید، برید مطالعه کنید که چه بلایی بر سر کوچکترین و مهمترین و پایه ای ترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده اومده... چون آزموده را آزمودن خطاست!