تولدت جاودانه!
امروز، روز تولد یه عزیزه...
و من میخوام اینجا واسش یه جشن تولد کوچولو بگیرم!
و قبل از اون میخوام به خاطر این یکسالی که با من بود و در کنار من بود ازش تشکر کنم... به خاطر همه چیز! و ازش عذرخواهی کنم، واسه اینکه خیلی اذیتش کردم! امیدوارم منو ببخشی ..... !
....... عزیز!
زندگی ما آدمها پر از خودخواهی های رنگارنگ است. پر از بی توجهی ها و پر از دل شکستنهای الکی!
روزی نیست که کسی را از خود نرنجانیم و مدام کارمان شده پاشیدن لکه های سیاه ناامیدی، تنفر، بی اعتمادی و تنهایی به قلب اطرافیانمان.. درست همان کسانی که دوستشان داریم!
مشکل ما این است که اصلا فکر نمی کنیم که چقدر می توانیم زندگی را برای دیگران زیباتر کنیم و با یک نوازش، یا حتی یکی دو جمله محبت آمیز، زندگی آنها را پر از رنگ و نور کنیم!
اما در میان، عده ای هم انگار همیشه قربانی می شوند. گوشه گوشه زندگیشان از بی توجهی ها، بی مهری ها، و خیانتها پر است و روزشان را شکسته تر و اندوهگین تر از گذشته شب می کنند. اما باز در این عده هم قلیلی جور دیگرند.. گرچه که همیشه آماج پلیدی های دیگرانند، اما پلیدی و سیاهی انگار به قلبشان راهی ندارد و قلبشان همیشه گرم و سرخ است. اینان را دنیای دیگریست، متفاوت از دنیای دیگر آدمها... دنیایی که نارنجی بخشش، آبی اعتماد و سرخ عشق به آن رنگ زندگی بخشیده و سیاهی ها را فقط شبها میشود دید. شبهایی که خداوند، آهسته پایین می آید و آنها همه آن سیاهی ها را با پرتو هایی از خدا معاوضه می کنند.. از رنگ! و چه معامله خوبی!
این آدمها اسمهای مختلفی دارند. ما به لفظ خوب اکتفا می کنیم، قرآن از آنها به مومنین، صالحین و متقین یاد می کند، و زرتشت پیروان اهورا صدایشان می زند.
و دعای من در روز تولد تو این است که در زمره این نیک سرشتان باشی، و بی شک خواهی بود!
...... جان!
تولدت مبارک!
