همینجوری الکی
این که بعد از مدتها دوباره بخوای بشینی پای بلاگفا و شروع کنی به نوشتن واسه وبلاگی که لااقل یکسالی میشه که غیر فعاله کار سختیه، به چند علت:
اولا اینکه خواننده ثابتی نداری دیگه که به عشق اون بیای و آپ کنی و بشینی منتظر تا ببینی بازخورد نوشته هات چیه!
دوما اینکه دلت نمیاد یک پست از وبلاگ صرف مطالب کم اهمیت بشه!
اما احساس می کنم که اشتباهه! وبلاگ با مطالب کوتاه و صمیمی جذابیت بیشتری داره تا با مطالب طولانی و ثقیل!
دوست دارم دوباره بنویسم..اما فرصت ندارم!
امیدوارم بتونم دوباره برگردم و بنویسم..!
-------------------------
تحلیل سیاسی و اجتماعی وضعیت کشور
سیاسی
وضعیت کشور پیچیدست. با اطلاعات محدودی که به عنوان یک شهروند عادی میشه داشت، تحلیل اوضاع و پیش بینی آینده خیلی سخته. بخصوص اینکه ممکنه اطلاعات کاملا غلط یا جهت داده شده از طریق رسانه ها برسند.
اما با استناد به همین اطلاعات و مشاهده اوضاع جاری کشور مسائل زیر به نظر می رسد:
1- کشور از لحاظ اقتصادی، علمی و نظامی در حال پیشرفت است. اگرچه شاید بعضی بر سر سرعت، یا جهت این پیشرفت مناقشه داشته باشند، اما همه متفقند که حرکت رو به جلو دارد اتفاق می افتد
اختلاف طبقاتی افزایش یافته است، همانطور که متوسط درآمد سرانه هر نفر افزایش یافته و شاهد بهبود وضعیت عمومی مردم هستیم. افزایش اختلاف طبقاتی به نظر می رسد بیشتر حاصل بهبود وضعیت اقتصادی است، تا سیاست های غلط دولت ها. اگرچه که نمی توان تاثیر نبود سیاست های عدالت گسترانه کافی دولتهای پس از انقلاب را در عدم کنترل این وضعیت بی تاثیر دانست.
ایجاد توقع زیاد توسط دولت نهم و دهم در مردم، موجب شده است تا در زمانی که اغلب کشورهای دنیا در حال اجرای سیاست های "ریاضت اقتصادی" هستند و مردم را مجبور به پرداخت مالیت بیشتر کرده حقوق ها را کاهشق و نیروها را تعدیل می کنند، مردم ایران به جای تحمل موقت رکود جهانی و تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، و به عبارتی همان ریاضت اقتصادی، منتظر بهبود وضعیت اقتصادی، آنهم از طریق کمهای دولتی باشند!
و نتیجه هم معلوم است. گران شدن قیمت کالا و خدمات، نتیجه طبیعی -و البته موقت- کاهش 20 درصدی یارانه ها و اختصاص آن به طرح های عمرانی است.تازه اگر فرض کنیم که یارانه اختصاص یافته به بخض تولید، در جیب سرمایه داران و تولیدکنندگان نرود و باز به طور غیر مستقیم به مردم برگردد!
معلوم نیست رئیس جمهور و تیم اقتصادی او به چه علت در چنین وضعیتی به جای آماده نمودن مردم برای "جهاد اقتصادی" و تحمل "ریاضت اقتصادی" توقعات بیهوده در مردم ایجاد می کنند.
2- از لحاظ وضعیت فرهنگی، پیشرفتها بسیار کند، و دور از انتظار است و دوستداران انقلاب را خسته و سرخورده نموده است.
نهادهای فرهنگی دولتی که بودجه و امکانات و اختیارات در اختیار دارند در قبضه افراد غیر فرهنگی و حتی نامعتقد به مبانی انقلاب اسلامی هستند، که نه برای حفظ و پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی مردم ایران، که به خاطر دستیابی به جاه و مقام و استفاده از حقوق و مزایا و در بسیاری موارد نیز برای ضربه زدن به این آرمانها و پیشبرد مقاصد شوم خود در این سازمان ها و نهادها مشغول به فعالیت(بخوانید سکوت و ضربه زدن!) شده اند.
از لحاظ مذهبی دو نوع حرکت کاملا متضاد مشاهده می شود. اول روند فزاینده معنویت گرایی و رشد روز افزون بصیرت دینی غیر سکولاری است که تنها نقطه امید برای نجات انقلاب اسلامی است، و دقیقا همان جریانی است که رهبر معظم انقلاب، با استناد به آن آینده ایران اسلامی را روشن و درخشان می دانند.
در مقابل جریان دین گریز و گرایش به عرفانهای کاذب و اسلام سکولار، و بی توجهی به احکام اسلامی چون "حلال و حرام" و "محرم و نامحرم"، به طرز خطرناکی در حال گسترش و پیشروی است و مرزهای اخلاق را در جامعه در می نوردد.
واقعیت تلخ این است که این عده هم، جزو مردم ایران هستند و نمی توان وجود آنها را انکار و یا به بیگانه نسبت داد.
اما اینکه آیا این گروه که اتفاقا اکثرا بر مشاغل کلیدی تکیه زده و شریانهای اقتصادی را در چنگ خود دارند، بتوانند با تکیه بر این قدرتهای فیزیکی اکثریت را به نفع خود تغییر داده و با سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و بازگشت به دوران وابستگی به غرب، به قول حضرت امام چنان سیلی محکمی به اسلامی بزنند که تا چندین قرن نتواند سر بلند کند، یا اینکه توده های معنویت گرای جامعه با تکیه بر ایمان، معنویت و سه رکن شهادت، مهدویت و ولایت بازی را به نفع خود تغییر داده و با انقلابی دوباره و از درون به مناصب دولتی نفوذ نموده و با تحول در نهادهایی چون صدا و سیما، اوضاع را متحول کرده و با پیاده کردن آرمانهای امام خمینی(ره) به یاری و رهبری انقلاب های منطقه شتافته و نظم نوین اسلامی جدیدی را رقم بزنند، مطلبی است که تنها زمان آن را تعیین خواهد کرد.
مذهبی
مدتی به سخنرانی های حجت الاسلام پناهیان گوش می دادم. از عمق تفکر و بصیرت، درک بسیار کامل از دین، روشن بینی و دوری از تحجر، و بیان فوق العاده شیوا و صمیمی ایشان سخت در عجبم که چطور تا به حال ایشان را نشناخته بودم!
توصیه می کنم حداقل یکبار هم که شده یکساعت دوام بیاورید و پای صحبت های استاد بنشینید. معتاد شدید، پای خودتان است البته!